نگاهي گذرا با عرصه رفاه و تامين اجتماعي در ادوار مختلف در كشور ما به صراحت مبين آن است كه همواره سياستگذاران، دولتمردان و مديران و مسئولان دغدغه هاي بسيار زيادي در امور رفاه و تامين اجتماعي كشور داشته كه نتايج اين تفكر و خواست تشكيل جلسات مكرر و متعدد در امور مختلف اين حوزه و متعاقب آن ارائه پيشنهادات و تغييرات مكرر در قوانين، مقررات، بخشنامه ها، آيين نامه ها، دستورالعملها و ... در اين خصوص به نسبت ساير كشورها يا حتي كشورهاي توسعه يافته بوده است. ليكن نكته اي كه تامل در آن ضروريست آن است كه اولا پيشينه تفكر و تئوريك اين همه تصميمات و اصلاحات چگونه حاصل شده و دوما مجموعه سياستگذاران مذكور قبل و بعد از سكانداري در اين عرصه در چه مناسبي مشغول به كار بوده يا مشغول به كار شدهاند.
سئوال اساسي اينجاست كه حضور پر رنگ سياستگذران مذكور در برخي فصول در اين عرصه، بعد از جدايي از اين حوزه چگونه نمايان گرديده است؟
آيا سياستگذران موصوف توانسته اند عليرغم جدايي از مناصب مديريتي و سياستگذاري كماكان بعنوان يك كارشناس امور رفاه و تامين اجتماعي در اين عرصه حداقل قلمفرسايي نموده و تجارب و ديدگاه هاي خويش را در محرز انتقال به كليه علاقهمندان فارغ از هرگونه خط و خطوط فكري قرار دهند؟
بدون شك اگر سياستگذاران مذكور از غناي كارشناسي لازمه برخوردار بوده كه احتمال بر اين فرض است چرا بعد از جدايي از اين عرصه تقريبا بطور مطلق افول نموده و هيچ خبري در محافل كارشناسي از ايشان نيست. از اين رو چگونه ميتوان فرضيه رفاه و تامين اجتماعي در ايران و سياستگذران مهمان را رد نمود تا خاطر همه علاقه مندان به رشد و شكوفايي در اين عرصه خداي ناكرده از تاييد اين فرضيه آزرده نگردد.